پراتیاهارا چیست؟

 

هنگامیکه شما بطور کامل و حقیقی در یک آسانا غرق می‌شوید، احساس جسمانی و حواس خود را کاملاً فراموش می‌کنید. هنگامی‌که پنج ارگان عمل و پنج ارگان ادراکی نقش حقیقی و راستین خود را بازی کرده و ارتباط صحیحی با هم دارند به آن پراتیاهارا می‌گوییم.

 پراتیاهارا معمولاً «ترک احساسات» ترجمه می‌گردد. از حوزۀ پوست (جسم) به سمت هستۀ وجودیت یا روح. زمانیکه روح ساکت می‌شود فرد در منزلگاه حقیقی خویش ساکن شده و ذهن حل می‌شود. مشابه آن هنگامی است که ماهیچه‌ها و مفاصل در این وضعیت‌ها استراحت می‌کنند؛ جسم، حواس و ذهن هویت خود را فراموش کرده و آگاهی در خالصانه‌ترین شکل ممکن می‌درخشد.

 

این معنی پراتیاهارا است.

 

همه می‌دانیم که نگرش هندی بین پنج سطح بدن تمایز قائل می‌شود:

اما چگونه می‌توان بین جنبۀ عقلی و ذهنی تفاوت قائل شد؟

چرا ذهن را که از دید روانشناسی غربی یکپارچه و یکسان است، به دو قسمت تقسیم می‌کنیم؟

و چگونه بین ذهن که اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند و عقل که توانایی تشخیص صحیح از غلط را دارد تمایز قائل می‌شویم؟!

فلسفه و نگرش؛ شرقی و یا غربی نیست. پر واضح است که روش‌ها و متدها توسط فلاسفه جهت رشد و پیشرفت بشر ارائه می‌گردد. ممکن است شما غربی باشید و من شرقی، اما نقاط ضعف و قوت شما با نقاط ضعف و قوت من برابر است و لازم نیست تمایزی بین آن‌ها قائل شویم. اگر به‌نظر می‌آید که فلسفۀ شرق و غرب از لحاظ روش با هم متفاوت هستند باید بخاطر داشته باشید که فلسفۀ شرق از لحاظ روش بسیار قدیمی است در‌حالیکه فلسفۀ غرب بسیار جوان‌تر می‌نماید.

 فلسفۀ غرب عقلایی‌تر است. به همه چیز از منظر عقل نگریسته‌ می‌شود و نه از منظر قلب. اخیراً حتی تمایز جدیدی در فلسفۀ غرب ایجاد گردیده است.

در حال حاضر روانشناسی و فراروانشناسی مطرح است. پس یک مقولۀ  جدید پا به عرصۀ ظهور نهاده است. فلسفۀ حقیقی مخلوطی از عقل سر و قلب است. همانگونه که در تعالیم افرادی چون راما کریشنا، سری رامانوجا و فرانسیس آموخته شده است.

جنبۀ عقلانی ذهن اطلاعات جمع می‌کند، ولی توانایی تبعیض ندارد. به این تبعیض پراتیاهارا می‌گویند.

در حقیقت پراتیاهارا فرهنگ‌دهی و تمدن بخشیدن به حواس ادراکی است. در بیشتر زندگی‌هایمان حافظه، هوش را کنترل می‌کند و چون ذهن تحت تسلط حافظه است ما فقط به خاطرات گذشته‌مان رجوع می‌کنیم.

حافظه می‌ترسد هویت خود را از دست بدهد به همین خاطر قبل از اینکه ذهن فرصت پیدا کند تا از خرد خود استفاده کند، حافظه جلو می‌آید و می‌گوید: وارد عمل شو، همین الان... فوراً!

 این یک انگیزش است. که عموماً اعمال ما را پوشش می‌دهد. افراد بسیاری تکانشی هستند و تکانشی بودن یعنی بدون تفکر وارد عمل شدن. به همین دلیل است که پراتیاهارا، پنجمین مرحله‌ی یوگا در اختیار ما قرار گرفته است تا اطمینان حاصل کنید مغز شما پاسخ مناسبی به شما خواهد داد.

پنج ارگان ادراکی در قالب حواس پنج‌گانه؛ چشایی، شنوایی، لامسه، بینایی و بویایی وجود دارند و تاثیرات خود را به ذهن ارسال کرده و ذهن آنها را در چاه حافظه ذخیر می‌نماید. حافظه مایل است تجربیات بیشتری کسب کرده و ذهن را شعله‌ور کند و از طریق خرد، ارگان‌های حرکتی را تحریک کرده تا این تجارب را دوباره تکرار کنند. در حین این مراحل خرد مایل است تا از مزایا و معایب این تجارب آگاه گردد به گونه‌ای که حافظه، ذهن و حواس ادراکی تعادل داشته باشند. اما آنها به نصایح قضاوتی خرد گوش نمی‌دهند. چون قبلا در گذشته کسب لذت کرده و تشنه‌ی تجارب بیشتر و بیشترند. به همین خاطر تمایلات و تقاضاها بیشتر و بیشتر می‌شود.

 تمایلات ذهن را وسوسه می‌کنند تا لذت بیشتری ببرند. در حین لذات مکرر، ارگان‌های عملکردی قدرت خود را از دست داده و نمی‌توانند بیشتر از این به ارگان‌های حسی و یا ذهن لذت بدهند.

فرد به دنبال کاویدن لذات گذشته است اما احساس رضایت نمی‌کند و این دلیل احساس نارضایتی است. در اینجا پنجمین جنبه‌ی یوگا، پراتیاهارا، بعنوان دوست حقیقی وارد میدان شده و فرد ناخشنود را نجات می‌بخشد بگونه‌ای که آن فرد شادی و خوشبختی را در پرتو روح خواهد شناخت.

ذهن که تاکنون خرد(عقل) را به کناری گذاشته بود برای کسب راهنمایی به خرد نزدیک می‌گردد. سپس خرد با توانایی‌های خود، تبعیض‌گذاری صحیح را از غلط و سره را از ناسره باز شناخته و به ذهن کمک می‌کند تا بطور کامل بر حافظه و خاطرات و تاثیرات آن متکی نباشد. این عمل رفتن در جهت مخالف حافظه و ذهن، پراتیاهارا نام دارد.

با کمک خرد، حواس شروع به یک سفر درونی و بازگشت به اصل خود خواهند کرد. این مرحله‌ی آزمودن غرایز، افکار و اعمال مرحله‌ی عزلت نشینی است(وایراگیا).

 

دوری از امور دنیوی و وابستگی به روح، پراتیاهارا است.

 

از حالا به بعد انرژی ذخیره می‌گردد و هر زمان نیاز باشد مصرف می‌گردد بدون اینکه در جستجوی تکرار باشد.

حافظه چیزهای جدید و تازه را تجربه می‌کند و تحت تسلط خرد است. این آگاهی است که خرد را کنترل می‌کند (بودهی) و اجازه می‌دهد در اوج آگاهی به استراحت بپردازد. (دهارمندریا).

پراتیاهارا به معنی اجازه ندادن به حافظه برای پیاده کردن ترفندهای خود است.

حافظه ساخته شده تا بگونه‌ای که انگار وجود واقعی ندارد، باشد. بگونه‌ای که رابطه‌ی مستقیمی بین ذهن و هوش وجود دارد. این مراحل در همه روانشناسی‌های غربی توضیح داده نشده و این تمایز را بین ذهن و خرد قائل نمی‌شوند.

 این دو بخش ذهن در فلسفه‌ی هند بعنوان ذهن در نوسان و ذهن ثابت شناخته شده‌اند.

اگر بتوانید بر روی این امر مهارت پیدا کنید، یوگا تحت تسلط شما خواهد بود و شما دانش و درک جدیدی از زندگی خواهید داشت.

هنگامیکه شیئی پشت یک کریستال شفاف نگاه داشته می‌شود بدون هیچگونه شکستگی دیده می‌شود.

همینطور هنگامیکه آگاهی از امواج فکری آلوده پاک می‌گردد، حساس، بدون لک، خالص و کامل می‌گردد. از اینجا به بعد آگاهی درک می‌کند که مشاهده‌گر و ابزار ادراک و جسم مورد مشاهده یکی است و ذهن بدون کوچکترین تحریف یا تغییر حقایق را باز می‌تاباند.

پاتنجلی می‌گوید که در این مرحله حافظه به اوج خود رسیده است، وجودیت خود را از دست داده و ذهن از خاطرات گذشته آزاد می‌گردد و آگاه، تازه و هوشیار می‌گردد. (یوگا سوترا، 1 ، 43)

منبع:

BKS Iyengar

برگفته از مجله دانش یوگا